غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

94

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

ميان نوع بشر نبود . همچنين مردى به نام قورنثوس « 277 » ظهور كرد كه مىگفت : جهان را ملائكه آفريده‌اند و مسيح در نتيجهء همخوابگى زاده شده . و مىگفت : آيين خدايى كه تا اين حد گرفتار اين مخالفان شده است پيش از اين از اين علوم شيطانى و بدعتهاى خرافى به دور بود . هادريانوس « 278 » قيصر بيست و يك سال پادشاهى كرد « 279 » . در نخستين سال پادشاهىاش وامها را بخشيد و وامداران را گفت كه نبايد از آنچه بر عهده گرفته‌اند چيزى بپردازند . همچنين مردم را از اداى خراجها و ديگر باجهاى ديوانى معاف داشت . در سال چهارم پادشاهى او ، پادشاهى رها ملغى شد و امور آن را قضاتى كه از سوى روم مىآمدند اداره مىكردند . هادريانوس قيصر در آتن مدرسه‌اى ساخت و جمعى از حكما را در آن جاى داد و قوانين سولون و دراكون « 280 » را نزد آنان فرستاد و از اينجا بار ديگر حكمت به آتن بازگشت . در اين سال مردى در اورشليم ظاهر شد كه او را پسر ستاره مىگفتند . يهود را به گمراهى كشانيد ، زيرا معتقد بود كه براى نجات آنان از بندگى روميان چون ستاره‌اى از آسمان بر زمين آمده است . خلق كثيرى از او پيروى كردند . چون خبر به هادريانوس رسيد سپاهى بر سرش فرستاد . پسر ستاره در اين نبرد كشته شد . سپس روميان به اورشليم در آمدند و يهود را هلاك كردند و شهر را ويران نمودند چنان كه نشانى از آن نماند . آنگاه در نزديكى آن ، شهر ديگرى بنا كردند به نام هيلياهادريانوس « 281 » و جماعتى از غريبان را در آن مسكن دادند . هادريانوس فرمان داد تا گوش يهوديانى را كه باقى مانده بودند ببريدند و قانونى نهاد كه هيچ يهودى حق ندارد به اورشليم نگاه كند حتى از راه دور . آنتونيوس پيوس « 282 » قيصر نام وى اوسابيوس بود . همچنين او را نيكوكار و پدر كشور نيز لقب داده بودند . بيست و دو سال پادشاهى كرد « 283 » . سختگيرى بر مسيحيان را ممنوع نمود و اجازت